سالرنو را آركيماتايوس در رسالهٴ كوچكي ذكر كرده است.1 مناجات طبيب منسوب به ابنميمون، خواه اصيل باشد يا نه، دربارهٴ مفهوم وظيفهٴ پزشك از نظر يهوديان تصوير روشني بهدست ميدهد.
حمام كردن در قرون وسطا، بيش از آنچه تصور ميشود عموميت داشت. گرمابههاي عمومي سبك رومي از طرف كليسا منع شد، ولي اقسام مختلف حمامهاي خصوصي وجود داشت؛ موانع عمدهٴ رواج آنها بيشتر جنبهٴ فني داشت نه اخلاقي.2 از نتايج شگفتانگيز جنگهاي صليبي رواج گرمابههاي سبك اسلامي در اروپا بود، يعني حمامهاي بخار. در سدهٴ سيزدهم، چنين حمامهايي در شهرهاي بزرگ اروپاي غربي يافت ميشد. اين گرمابهها رسم استحمام جمعي را از نو متداول ساخت، كه بهزودي انحراف جنسي خطرناكي بار آورد. نگراني كليسا كاملاً درست از آب درآمد. گرمابهها به جاي كمك به تندرستي به مراكز بيماريهاي جسمي و اخلاقي تبديل شد.
دانش واقعي گرمابهدرماني، كه منظور از آن فايدههاي طبي چشمههاي طبيعي است، در عصر مورد بحث، كمتر ديده ميشود. شك نيست كه هميشه چشمهها در علم اساطير، فرهنگ عامه، دين، و بهداشت عاميانه نقش حساسي داشته است، ولي اين امر ديگري است.3 قديميترين متن مربوط به خواص گرمابه كه بدان برخوردهام منظومهاي بهنام درباب شستشو در پوتسولي4 (نزديك ناپل) است و منسوب به پيتروي ابولي يا آلكادينوي سيراكوزي. هر يك از اين دو انتساب درست باشد، منظومه متعلق به اواخر سدهٴ دوازدهم يا آغاز سدهٴ سيزدهم، است.
رسالههاي بعدي را ژان سن آماندي و آرنولد ويلانووايي تأليف كردهاند.
1 .به نام De instructione medici
2. دربارهٴ استحمام در اوايل قرون وسطا، ¿مقالهK. Sudhoffٴ
در
Johannes Hoops, Reallexikon der germanischen Altertumsknnde, vol.
1, pp. 153-155 , Strassburg 1911-1913
De balneolis Puteolis .3
4 .آثار مربوط به چشمهها و بهطور كلي آبشناسي بسيار وسيع است. يادداشتهاي زيادي به چشمههاي نواحي مختلف، يا به چشمههاي مختلف اختصاص يافته است.
James Reuel Smith, Springs and Wells in Greek and Roman literature, their
legends and locations, p. 754, New york 1922. Karl Weinhold, "Die Verehrung der
Quellen in Deutschland", Abhdl. Peruss. AK., 69 p., Berlin 1898. Berthold Rain'
Der Brunnen in Volksleben, 185 p., ill., Munchen 1912. Edward Schroder,
"Brunnen" Reallexikon der germanischen Altertumskunde, vol., 1,
pp ,335 -338. Strassburg 1911-1913